نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ اطلاعیه مسابقه کتابخوانی «اعتکاف ابرار»

بسمه تعالی

به اطلاع عزیزانی که در مسابقه کتابخوانی اعتکاف ابرار شرکت کرده‌اند، می‌رساند:

از آنجا که وصول پاسخنامه‌ها تا تدوین نهایی این شماره (شماره هجدهم) از نشریه ادامه داشت، لذا نتایج مسابقه و اسامی برگزیدگان در شماره (19) به اطلاع خواهد رسید، ان‌شاءالله.

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 18

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ نمی‏دانم چرا در مراسم عزاى حسینى از چشمانم اشک نمى‏آید؟

پرسش و پاسخ

نمی‏دانم چرا در مراسم عزاى حسینى از چشمانم اشک نمى‏آید؟

شاید یکى از دلایلى که باعث شده در مراسم سوگوارى سیدالشهدا به قول شما حتى قطره‏اى اشک از چشمان شما جارى نشود، این باشد که ذهنیت عقلانى شما چه بسا توجیه مناسبى براى گریه کردن نیافته است و اگر به فلسفه گریه بر امام حسین (علیه السلام) و دیگر ائمه مظلوم پى ببرید، این مسئله حل شود. البته همان طور که مى‏دانید گریه بر امام حسین (علیه السلام) از واجبات نیست، ولى مسئله گریه و عزادارى براى حضرت سیدالشهداء از بافضیلت‏‌ترین اعمال است و فلسفه‏هاى سازنده و تربیتى متعددى دارد از جمله:

1- زنده داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت حسینى،

2- الهام‌بخش روح انقلابى و ستم‌ستیزى،

3- پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین،

4- اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینى،

5- پالایش روح و تزکیه نفس،

6- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم

 البته در میان انسان‌ها از نظر اثرپذیرى‏هاى عاطفى تفاوت‏هایى وجود دارد، ازاین‏رو شما نباید چندان نگران باشید و چه بسا به تدریج و با شرکت در مجالسى که از حال و سوز و گداز بیشترى برخوردار است بتوانید بر این مسئله فائق آیید.

اما نکته قابل ذکر این است که ائمه اطهار (علیهم السلام)  به ما تذکر دادند که در مراسم سوگوارى حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)  اگر گریه به چشمان شما نیامد، حالت حزن و اندوه به خود بگیرید و سرتان را پایین بیاورید و به اصطلاح حالت «تباکى» به خود بگیرید، تا انشاءالله اجر و ثواب عزادارى آن حضرت نصیب شما بشود.

اما براى درمان خشکى چشم راه‏هاى زیر مفید است: پرهیز از گناه، بیدارى سحر و تلاوت قرآن، روزه‏دارى و پرهیز از پرخورى و پرخوابى، شرکت در مجالس موعظه و نصیحت، مطالعه احوال بزرگان و شیفتگان حضرت حق.

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 1

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ ابتلائات الهی به منزله روش تربیتی

ابتلائات الهی به منزله روش تربیتی

حمید رضا مظاهری سیف

مقدمه

ما پیش از اینکه به زمین خاکی پا گذاریم، در بهشت عافیت و نعمت، غرق نور و سرور، از هم‌آغوشی معشوق ازلی کامیاب بودیم. اما چرا «حسن ازل ز تجلی دم زد» و انسان‌ها به این روز سیاه افتادند؟ روزگاری که زحمت و محنت آن، ما را فر‌ا‌گرفته و تیرهای رنج و بلا در کمان قدر و قضا نشسته است. چه شد که در این «دامگه حادثه» افتادیم و «در سلسله موی دوست» که « حلقه دام بلاست» گرفتار شدیم؟ عبدالله فضل هاشمی از امام صادق (علیه‌السلام) پرسید: چرا ارواح از آن مکان مقدس و اعلا در نزد پروردگار به این بدن‌های تنگ خاکی آمد.

امام صادق (علیه‌السلام) در پاسخ این پرسش فرمودند: « چون خدای تبارک و تعالی می دانست اگر ارواح در آن موقعیت والا و مرتبه‌ی بلند ، به حال خود رها شوند، بیشترشان به ادعای ربوبیت گردن می‌کشند.» 1

در عالم سراسر نورِ حضور خدای تبارک و تعالی روحِ انسان به علت قرب و تمام نمایی که نسبت به جمال و جلال حق تعالی داشت، در صورت غفلت از حقیقت خود به عُجب و خودپسندی می‌رسید. هم از این رو پروردگار حکیم از سر لطف و رحمت این سقف مینا را نگارگری کرد و بساط بلاخیز دنیا را گستراند و « مرغ باغ ملکوت » را چند روزی به قفس تن در آورد تا غفلت و جهالت بنی‌آدم در این سرای پندار و فریب برویَد و بمیرد و حقارت و ذلت خود را دریابد و بفهمد که هیچ نیست تا از عجب و استکبار پاک شود و دریابد که هر چه هست برای اوست.

به همین سبب مهربانی طبیبانه محبوب، در کتاب تقدیر بنی‌آدم، سفر به این جهان تاریک و روشن را نوشت تا در اینجا شوکران ناکامی را بنوشد و خسته و شکسته به معراج عبودیت راه یابد.

بنابراین، بلا و ابتلا برجسته‌ترین ویژگی زندگی دنیاست که بستر مناسبی برای پیراستگی از رذایل و آراستگی به فضایل را پدید آورده است. از این منظر زندگی مادی به عنوان عرصه‌ای برای تزکیه اخلاقی و تعالی معنوی معنی‌دار شده و تمام رنج‌ها و بلا‌های آن ارزشمند،‌ رشد دهنده و نجات‌بخش می‌شود. با این رویکرد مسئله ابتلائات الهی که معمولا در مباحث کلامی و ذیل عنوان عدل الهی به میان آمده، به صورت مسئله‌ای تربیتی طرح می‌گردد.

البته این موضوع به طور حاشیه‌ای در کتب اخلاقی، به ویژه کتاب‌هایی که با حال و هوای عرفانی نگارش شده‌اند،2  مطرح بوده است، ولی عنوان مستقلی برای آن قرار داده نمی‌شد و در ذیل عنوان صبر، به صورت یکی از اقسام آن که صبر بر بلاست، از ابتلائات و آزمون های الهی برای خالص شدن و درک کرامات سخنی به میان آمده است. 3  در کتب روایی و تفسیر هم به فراخور حال، مطالبی در این باب آمده. اما به هر حال هیچ‌گاه مسئله مستقل اخلاقی و تربیتی نبوده است. ابتلا به عنوان یک روش تربیتی بر مبنایی استوار است، یعنی یک ویژگی انسان که روش ابتلا در پیوند با آن ویژگی تعریف شده و به کار می‌آید.

مفهوم شناسی ابتلا

« ابتلا»  از ریشه «بلو» معمولاً به معنای اختبار و امتحان بیان شده است.4 اما معجم مقاییس اللغة دو ریشه با دو معنا برای آن ذکر کرده:

 یکم: « بلو» به معنای فرسودگی و دگرگونی؛

 دوم: « بلی» به معنای اختبار و امتحان.5

نویسنده‌ی التحقیق فی کلمات القرآن الکریم اصل آن را واحد دانسته و مفهوم آن را این گونه تعریف می‌کند: « ایجاد دگرگونی برای به دست آوردن نتیجه مورد نظر.» 6 سپس توضیح می دهد که امتحان، اختبار، ابتلا، تجربه، تبیین، اعلام و تعریف؛ همگی معانی مجازی یا  از لوازم این اصل و آثار گوناگون آن، بنابر اختلاف موارد، هستند. و در همه آنها این اصل یعنی « تحویل و تحصیل نتیجه» مورد توجه است. معمولاً واژه « ابتلا» بر وزن «افتعال» در معنای ثلاثی مجرد به کار می‌رود.

 با ملاحظه کاربرد واژه ابتلا معلوم می‌شود که تعریف التحقیق دقیق‌تر است. زیرا برای تحول و رشد انسان در مراحل نباتی و حیوانی نیز این واژه ابتلا و مشتقات آن به کار رفته است:« خَلَقنا الاِنسانَ مِن نُطفَةٍ اَمشاج نَبتَلیه.»(انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم و دگرگون کردیم.)(سوره دهر آیه2) انسان‌ها در دگرگونی‌ها و تغییرات آزموده می‌شوند و آنچه در درون پنهان دارند برای خودشان و دیگران آشکار می‌گردد. در اصطلاح قرآنی ابتلا عبارت است از دگرگونی و تحول شرایط بندگان به اراده خدای تعالی، و نتیجه مورد نظر، کشف استعداد عبودیت و تقویت و ارتقای عبد در مسیر بندگی است. در این روند است که جوهره پنهان مردم آشکار و نیکوکاران شناخته و پلیدی بدسیرتان فاش می‌شود . مفهوم ابتلا در اصطلاح عرفانی نیز همین است. چنان‌که صاحب اللمع می‌نویسد: «بلا عبارت از ظهور امتحان حق نسبت به بنده خود است، به واسطه مبتلا کردن آن به ابتلائات از تعذیب و رنج و مشقت.»7 «مراد از بلا امتحان دوستان (خدا) به انواع بلاهاست، که هر چند بلا بر بنده قوت پیدا کند، قربت زیاده شود و بلا لباس اولیا است.»8

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 1

...
ادامه مطلب
نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٧
تگ ها: مقالات
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ دستور العمل اخلاقى مرحوم آیت الله ملاحسینقلی همدانی (رحمة الله علیه)

دستور العمل اخلاقى

و... بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین وصلّى الله على خیر خلقه محمّد وآله الطّاهرین

و بعد، بر طالبان نجات و سعادت ابدى مخفى نماناد که اهل نجات دو طایفه مى‌باشند:

یک طایفه اصحاب یمین و طایفه دیگر مقرّبین اند و اگر طالب سعادت عمل به وظیفه اصحاب یمین که ترک معصیت باشد نمود از آنها خواهد شد.

مقرّبین علاوه بر آنها وظیفه دیگر دارند که غرض بیان آنها نیست.1

اوّلاً باید فهمید که اگر شخص انسانى فهمید حقارت و پستى خود را هم بعد از آن فهمید عظمت و قدرت حضرت ملک الملوک را البته خواهد فهمید که قدم جرأت برداشتن و اقدام به معصیت نمودن در حضور چنین سلطان عظیم الشأن در نهایت قبح و شناعت و بدبختى مى‌باشد؛ چرا غافل است از قدرت قادرى که اگر اراده نماید فناى همه موجودات را به محض اراده آن سلطان عظیم الشأن همگى بر باد فنا رفته ملحق به معدومات خواهند شد.

این که مى بینى معصیت در نظرت سهل شده به جهت اموری است که بعضى از آنها را ذکر مى کنیم:

اوّلاً فکر خود را تماماً متوجّه به دنیای دنىّ کرده‌اى. از این جهت بالمرّه از نفع و ضرر اخروى غافل شده اى. نمى دانى چه بسیار بسیار منافع و سعادت ابدیّه از تو فوت شد و چقدر ضررهاى بزرگ، بسیار به خود زده اى.

ثانیاً عجز و حاجت و فقر خودت را ملتفت نیستى که ذرّه ذرّه بدنت به حفظ کارکنان او که ملائکه باشند بر پاست.

ثالثاً نمى دانى که در هر آنى از آنات درهر جزء از اجزاء بدنت نعَم غیر متناهیه مرحمت از او شده و مى شود که به بیان و بنان ممکن نیست حصر چند آنها.2

با این حال چگونه نعمت او را در معصیت او صرف مى کنى؟

رابعاً چگونه غافلى از عقوبات سخت او مگر نمى دانى که ما بین مرگ و قیامت هزار غصّه هست و آسان ترین آنها تلخى جان کندن است. چرا از شداید قیامت غافلى؟ امان از روزى که از دهشت و وحشت او مقرّبین در خوف و اضطراب مى باشند. چرا نباشند؟ از روزى که زمینش و هوایش آتش و جهنم به اطراف خلایق محیط و ملایک غلاظ و شداد در بگیر و ببند. نیکان در وحشت و اضطراب و بدان در شکنجه و عذاب آفتاب در بالاى سر و زمین گرم تر از کوره آهنگر. خطر حساب از یک طرف و دهشت صراط از یک طرف و حال کار هنوز به جهنّم نرسیده از آتش و سلاسل و اغلال او بگویم یا از مار و عقربهایش بیان نمایم.3

خلاصه اینها مختصر نویسى است و این فقراتى که گفته شد از هزار یک بیان نشد. تمام سفارشات این بینوا به تو اهتمام در ترک معصیت است. 4

اگر این خدمت را انجام دادى آخر الأمر تو را به جاهاى بلند خواهد رسانید.

البتّه، البته در اجتناب از معصیت کوتاهى مکن و اگر خداى نکرده معصیت کردى زود توبه نما و دو رکعت نماز به جا آور و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کن و سر به سجده بگذار و در سجده از حضرت پروردگار عفو بخواه و امیدوارم عفو بفرماید5.

معاصى کبیره در بعضى رساله عملیه ثبت شده یاد بگیر و ترک نما. و زینهار پیرامون غیبت و دروغ و اذیت مگرد6.

اقلاّ یک ساعت به صبح مانده بیدار شو و سجده به جا بیاور.

و آنچه در منهاج النجاة7 مرحوم ملا محسن فیض (رضوان الله علیه) مذکور است کافى و شافى است از براى عمل شب و روز تو به همان نحو عمل نما.

وسعى کن که عمل و ذکرت به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد که عمل بى حضور اصلاح قلب نمى کند اگر چه ثواب کمى دارد8.

البتّه البتّه از غذاى حرام فرارکن. مخور مگر حلال.

غذا را کم بخور یعنى زیاده برحاجت بُنیه مخور. نه چندان بخور که ضعفت بیاورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود.

هر قدر بتوانى روزه بگیر به شرطى که شب جاى روز را پر نکنى.

الحاصل غذا به قدر حاجت بدن ممدوح و زیاد و کم هر دو مذموم.

و شروع کن به نماز با قلب پاک از حقد و حسد وغَلّ و غش مسلمانان و لباس و فرش و مکان نمازت باید مباح باشد.

اگر چه مکان غیر محل جَبْهه [پیشانى] نجس بودنش به نجاست غیر متعدّیه نماز را باطل نمى کند ولى نبودنش بهتر است.

و بایست به نماز ایستادن بنده در حضور مولاى جلیل با گردن کج و قلب خاضع و خاشع9.

بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه کلمه توحید ودعاى مصباح مشهور بخوان10 و تسبیح سیّده نساء11 را بعد از فریضه ترک مکن.

هر روز هر قدر بتوانى لااقل یک جزء قرآن با احترام و وضوع و خضوع و خشوع بخوان و در بین خواندن حرف مزن مگر به قدر ضرورت.12

و در وقت خواب شهادت را بخوان و آیة الکرسى و یک مرتبه فاتحه و چهار مرتبه سوره توحید و پانزده مرتبه سوره قدر و آیه (شهدالله) را بخوان و استغفار هم مناسب است.

و اگر بعضى از اوقات بتوانى سوره مبارکه توحید را صد مرتبه بخوانى بسیار خوب است.

و از یادمرگ غافل مشو.

و دست بر گونه راست گذاشته به طرف راست با یاد خدا بخواب.

و از وصیت کردن غافل مشو13.

و ذکر مبارک (لا اله إلاّ انت سبحانک إنّى کنتُ من الظلمین) را هر قدر بخوانى و در هروقت بسیار خوب است.14

اولاً در شب و شب جمعه در هر یک صد مرتبه سوره‌ی مبارکه قدر را بخوان و دعاى کمیل را درهر شب جمعه ترک مکن و مناجات خمسة عشر15 را. حالِ تو با هر کدام از آنها مناسب باشد لاسیما مناجات مساکین و تائبین و مفتقرین و مریدین و متوسلین و معتصمین را بسیار بخوان و دعاى صحیفه کامله هر کدام در مقام مناسب بسیار خوب است.

و در وقت عصر هفتاد مرتبه استغفار و یک (سبحانه الله العظیم سبحان الله وبحمده16) بخوان و استغفارات خاصّه را هم بخوان و سجده طویله17 را فراموش مکن و قنوت طول دادن بسیار خوب است وهمه اینها با ترک معاصى خوب است.

والسّلام على من اتّبع الهدى

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 1

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ زندگینامه آیت الله سید مرتضی کشمیری (رحمة الله علیه)

قله‌نشینان معرفت

آیت الله  سید مرتضی کشمیری

سیدمهدی موسوی زاده

یکی از علمای عامل که شخصیت و سیره او همواره مورد توجه و اعجاب اهل نظر بوده، آیت الله سید مرتضی کشمیری است. ذکر فضائل و مناقب او ورد زبان بزرگانی از اهل معرفت و نقل محافل اهل سلوک بوده و هست و خواهد بود.

سید مرتضی در سحرگاه جمعه هشتم ربیع الثانی 1268 هجری در شهر لکنهو در بلاد هندوستان دیده به جهان گشود. پدربزرگ مادری او (علی بن صفدر صالح رضوی) (معروف به سید علی کشمیری) (1217-1269) از شاگردان شریف العلماء، صاحب جواهر و شیخ انصاری بوده است. صاحب جواهر در اجازه‌ای که برای او نوشته او را به صفای باطن و نیز قدرت علمی بالا ستوده است.

پدر سید مرتضی، (سید مهدی شاه) بود. او را به عبادت بسیار و مواظبت بر نوافل و ادعیه و اذکار و سجده‌ها توصیف کرده‌اند. در عین حال از علمای برجسته عصر خود نیز بوده و آثاری در فقه و اصول و... از او بر جای ماند.

 اما مادر او که دختر سید علی کشمیری (رضوان الله علیه) بود، در کتب درسی متداول و به خصوص در ریاضیات مهارت داشته است. فرد دیگری که از خاندان سید مرتضی شایسته ذکر است، سید ابوالحسن دایی اوست که از نوادر روزگار و از مجتهدین بزرگ بود. او علاوه بر اینکه اشتغال به تحقیق، تدریس علوم مختلف و وظایف دیگر داشت، اهل منبر و خطاب و وعظ و ارشاد نیز بود و نماز جمعه را اقامه می‌کرد. از او آثار بسیاری در فقه، حدیث، رجال، کلام، ادبیات و... بر جای ماند. بسیاری از اطلاعات اندکی را که ما از دوران اقامت سید مرتضی در هند می‌دانیم، مرهون دایی او (سید ابوالحسن رضوی) هستیم.

مقالات مرتبط:

زندگینامه سیدجمال الدین اسدآبادی 1

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 1

...
ادامه مطلب
نویسنده : همای رحمت ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۳
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ هجدهمین شماره نشریه اخلاق تربیتی خُلُق منتشر شد

هجدهمین شماره نشریه اخلاق تربیتی خُلُق منتشر شد

 

نشریه شماره 18 خُلُق

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ رعایت شرایط

رعایت شرایط

10. آیت الله العظمى مرعشى نجفى(رحمةالله‌علیه): اگر به تو بگویند از این مکان ده قدم به جلو بردار و آنجا زمین را بکاو که گنجى براى تو ظاهر مى‏شود، اگر قدم‌ها را بیش و کم برداشتى یا عقب گرد کرده و یا به ‏جانب راست و چپ متمایل شدى، قطعاً در حفر و کاویدن زمین به گنج مطلوب نخواهى رسید. پس براى حصول به ‏نتیجه در اذکار و اوراد باید مقیّد بود از حیث عددى و حالى و مقالى و مکانى، تا اثر حاصل گردد؛ و عمده آن است که ‏با ذکر از مذکور غفلت ننمایى. جُنید مردى را دید که لب‌هایش در حرکت بود، از اشتغالش پرسید، گفت: مشغول ذکرخداى تعالى هستم، جنید او را گفت: «اِشتَغَلتَ بِالذّکرِ عَنِ المذکور» به ذکر شاغلى و از خدا غافل و سرّ عدم استجابت‏ دعا همین است که شرایط آن را نادیده گیرند.

سیرى در آفاق، ص 180

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 16

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
تگ ها: حکایت
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ عشق‌بازی با آیات قرآن

عشق‌بازی با آیات قرآن

استاد علّامه (طباطبائى) بالأخصّ به قرآن کریم بسیار تواضع و فروتنى داشتند و آیات قرآنیّه را کم و بیش حفظ بودند. و یک نوع عشق‌بازى با آیات در اثر ممارست پیدا کرده؛ و وَفى آناءِ اللَّیْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ خواندن ‏قرآن را بهترین و عالی‏ترین کار خود می‌دانستند؛ و با مرور به آیه‏اى، به آیه دیگر منتقل شده و از آن به دیگرى ‏و همین‌طور در یک عالمى از بهجت و مسرّت، به تماشاى این جنّات قرآنى فرو مى‏رفتند.  

مهر تابان، ص123

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 16

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٧
تگ ها: حکایت
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ راه محبت

راه محبت

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت - نشریه خُلُق

1.   آیت اللَّه بهجت(رحمةالله‌علیه): زمانى که ما در کربلا بودیم، آقا شیخ عبداللَّه مامقانى‏ ; در قید حیات بودند. گفته مى‏شد که ایشان ‏شبانه‏روزى چهار ساعت مى‏خوابید، ولى در کتاب رجالش نوشته است: تألیف این کتاب سه سال طول کشید و من دراین مدّت شبانه ‏روز سه ساعت مى‏خوابیدم!

این‏ها اتمام حجّت است براى کسانى که خیال مى‏کنند اگر خوابشان مقدار اندکى از هشت ساعت کم شود، مى‏میرند.

شیخ آقا بزرگ تهرانى; هم در وقت تألیف، نشسته مى‏خوابید. ایشان هر روز مقدارى مى‏نوشت، حتّى روزى که ‏وفات کرده بود، به یک پهلو تکیه نموده و مقدارى نوشته بود.

آقایى نیز از پدرش نقل مى‏کرد که سه سال نشسته مى‏خوابیدم و در این مدّت رختخواب خود را براى خواب باز نکردم.

این گونه عاشقِ علم وعاشق عمل بودند! آیا این کم خوابى‏ها و پرکارى‏ها بدون محبّت ممکن است؟! البته امکان ‏دارد کسى از ناراحتى نخوابد، اما آن کجا و راه محبّت کجا که اصلاً نمى‏گذارد مُحِبّ آرام بگیرد!  

در محضر بهجت، ص 355.

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 16

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٤
تگ ها: حکایت
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ دست غیبی

دست غیبی 

1.   آیت اللَّه بهاء الدینى(رحمةالله‌علیه): به تهجّد و نماز شب نیز عشق و علاقه‏اى زیاد در خود احساس مى‏کردم، به طورى که خواب ‏شیرین در برابر آن بى‏ارزش بود. این شور و عشق به حدى بود که گاهى خود به خود - هنگام اقامه نماز - بیدار مى‏شدم‏ و در شب‌هایى که خسته بودم، دست غیبى مرا بیدار مى‏کرد. 

  آیت بصیرت، ص 97.

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 16

 

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳
تگ ها: حکایت
    پيام هاي ديگران()   لینک