نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ ویژگی‌های حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (1)

ویژگی­های حضرت مهدی(عج)

درآمد

درباره امام زمان(عج) و موضوعات گوناگون مرتبط با آن حضرت، مطالب فراوانی نگاشته شده است. یکی از عرصه­‌های دشوار و دور از دست این آموزۀ ارزشمند دینی، قلم راندن در باره ویژگی­‌های امام عصر(عج) است. کسی نمی‌­تواند ادعا کند که توانایی دارد درباره ویژگی­‌های امام عصر(عج) سخن بگوید و در توصیف آن حضرت مطلبی بنویسد. سخن گفتن و قلم راندن درباره هر موضوع، وقتی امکان دارد که نویسنده، از آن موضوع، شناخت کامل و کافی داشته و بر آن موضوع، احاطه­ کامل داشته باشد.

سخنرانی آیت الله ناصری

حکایت ما و حضرت مهدی(عج)، حکایت قطره و دریا است. قطره، با آن همه محدودیت خود، هرگز نمی­‌تواند به بی­کرانگی و وسعت دریا بپردازد. وجود مقدس امام زمان(عج) به ذات حضرت حقّ متصل است و شناخت آن اقیانوس بی­‌انتها و آن نور نامحدود، برای ما غیر ممکن است. سؤالی که پیش می­‌آید این است که چگونه می­‌توانیم به شناختی از آن بزرگوار برسیم؟ در جواب باید گفت در این باره، احادیثی از معصومان(ع) به دست ما رسیده است که با مراجعه به آن‌ها می­‌توانیم در شناخت ویژگی­ه‌ای امام عصر(عج) گامی برداریم. با این مقدمه کوتاه، دل به احادیث و روایات می­بندیم و با کمک این گفتار نورانی بر آن می­‌شویم که برخی ویژگی­‌های حضرت مهدی(عج) را برشماریم.

پیش از ورود به بحث، ذکر دو نکته ضروری است.

1. ویژگی­‌هایی که برای حضرت حجت(عج) در روایات آمده است، بدان معنا نیست که دیگر امامان(ع) برخی صفات کمالی را ندارند یا امام زمان(عج) بیشتر و بهتر، از آن صفات برخوردار است؛ بلکه سخن در زمان، مکان و شرایط خاصی است که موجب بروز ویژگی­‌ها و خصوصیاتی برای حضرت مهدی(عج) شده است.

2. سخن در شرافت پدر و فرزندی نیست؛ بلکه سخن ما، در دیگر مراتب کمال است که وابسته به رابطه پدرى و فرزندى نیست. با این توضیح و با عنایت به روایات معصومان(ع) به بررسی برخی ویژگی­‌های منحصر به فرد امام زمان(عج) می­‌پردازیم.[1]

1. درخشش نور حضرت در مقایسه با دیگر معصومان(ع)

مى‏دانیم که ولایت، نور است و صاحبان ولایت، نوربخش؛ از این رو پیامبر اکرم(ص) خورشید عالم وجود است و بدون تردید، نشانگر نورانیّت حضرت حق ـ  جلّ و علا  ـ  . به همین علّت است که در ادعیه، خطاب به اهل‏بیت(ع) مى‏خوانیم:

السَّلامُ عَلیکُم یَا نورَ اللّهِ فِی ظلُماتِ الأرضِ.[2]

در بعضى از ادعیه نیز، از امامان ما به «انوار» تعبیر شده است.[3] این انوار، حاصلِ مقام توحید و ولایت آنان است؛ چرا که  هر اندازه کسى به توحید خداوند متعال معرفت یابد، به همان مقدار به قلۀ کمال و بندگی و مراتب ولایت نزدیک‌تر شده و از نور توحید، بهره‏مند مى‏گردد. از آنجا که هیچ کس ـ حتّى پیامبران بزرگ الهى ـ در مراتب معرفت خدا،‏ همچون اهل‌بیت نیستند، همچنین از آنجا که اینان سرچشمه ولایتند و ولایت دیگر اولیا، در اصل از سوى آنان افاضه شده است، پس هیچ موجود ممکنى -حتّى مجرّدات محضى همچون جبرائیل یا اسرافیل- در مراتب نورانیّت همچون صاحبان چهارده گانه عصمت کبرا نمی‌باشد‏.

با این همه، میان اینان، نور وجود مبارک حضرت حجّت(عج) از درخشش ویژه‏اى برخوردار است. پیامبر اکرم(ص) در شب معراج، آن هنگام که به مقام «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَکَانَ قَابَ قَوسَیْنِ أَو أَدْنَى»[4] رسید، اطراف عرش، اشباح چهارده نور مقدّس را مشاهده فرمود. این اشباح، شبح وجود مبارک خود آن حضرت، وجود مبارک حضرت زهرا و نیز ائمّه اطهار(ع) بود. میان این چهارده نور مقدّس، نور حضرت حجّت که به حالت ایستاده، شمشیرى در دست داشت، نورى سبز و بسیار خیره کننده جلوه می­‌کرد که درخششی ویژه داشت.

2. عروج پس از تولد

این مطلب، در شمارى از روایات وارد شده است و برخى از بزرگان نیز بدان تصریح کرده‏اند که چون حضرت، متولّد شد، دو فرشته از سوى حضرت حق آن حضرت را به آسمان بردند. در این سیر ملکوتی، سخنانى از ناحیه حضرت حق خطاب به آن بزرگوار صادر شد؛ بخشى از آن سخنان چنین است:

مرحباً بکَ عبدِی لنصرةِ دینِی و إظهارِ أمرِی و مهدیّ عبادِی، آلیتُ أنِّی بکَ آخذُ و بکَ أعطِی و بکَ أغفرُ؛[5]

آفرین بر تو اى بنده من! از این رو که دین مرا یارى خواهى کرد و امر مرا آشکار نموده و بندگان مرا هدایت مى‏کنى. قسم خورده‏ام که به واسطه تو بگیرم و به واسطه تو عطا کنم و به واسطه تو بیامرزم.

این ویژگى درباره هیچ یک از دیگر امامان اهل­‌بیت(ع) روایت نشده است و گویا فقط این بزرگوار به هنگام ولادت، معراجى چنین رفیع داشته‏اند.

 


 

3. جمع بین اسم و کنیه پیامبر اکرم(ص)

یکى از دستورات صریح پیامبر اکرم(ص) که بیشترِ فقها نیز بدان فتوا داده‏اند، آن است که در شریعت اسلام، جمع بین اسم و کنیه پیامبر اکرم(ص) براى همگان، به جز خاتم ولایت مطلقه، حرام است. بدین ترتیب هیچ کس نمى‏تواند فرزندش را محمّد بخواند و کنیه او را ابوالقاسم گذارد. این حرمت، ناشى از نصّ صریح پیامبر است که فرموده‏ است:

جمع کردن بین اسم و کنیه من براى احدى جایز نیست.[6]

این، در حالى است که نامیدن فرزند به نام مبارک پیامبر(ص)، در شمار مستحبّات است؛ زیرا گذشته از آثارى که این نام دارد، نامیدن فرزند به این نام، در وجود او نیز آثارى خاص همراه خواهد داشت. طبق بعضى از روایات، مستحبّ است انسان، فرزند پسرش را تا پنج روز پس از ولادت به این نام بخواند و پس از آن، اگر خواست، نام او را تغییر دهد. در این باره شمارى از دانشمندان مسلمان، رساله‏‌هایى از خود به جا گذاشته­اند که در آن­ها از اسرار حرام بودن جمع بین نام و کنیه پیامبر اکرم(ص) سخن گفته‏اند. با این همه حضرت ولىّ‏عصر در نام و کنیه، همانند پیامبر عظیم الشأن مى‏باشند.[7]

4. حرمت بر زبان راندن نام مبارک حضرت

یکى از ویژگى‏هاى حضرت، آن است که در زمان غیبت، بردن نام اصلى آن بزرگوار حرام است. آن حضرت، داراى یکصد و هشتاد و دو نام هستند؛ امّا نام اصلىِ ایشان، همان نام پیامبر اکرم(ص) است و بردن این نام به عنوان نام ایشان در زمان غیبت، حرام شمرده است. در این رابطه، هشت قول وجود دارد؛ امّا شمارى از اعاظم شیعه ـ همچون شیخ مفید; و شیخ طوسی; ـ  قول به حرمت را قایل هستند؛ از این رو، در هر حال، احتیاط در ترک ذکر نام اصلى ایشان است.[8]

آخرین سخن در این مقام آن­که حضرت، نور است و نام او، نور و شیعه را از بردن نام مبارکش لذّتى حاصل مى‏شود که از هیچ امر دیگرى چنین لذّتى براى او به دست نمى‏آید؛ از این رو است که ذکر شریف «یا مهدى»، «یا صاحب الزمان»، «یا صاحب العصر»، «یا ولىّ العصر» و امثال این اسامى و القاب،  مستحب است و در تکرار آن­ها ثواب و نورانیت فراوانی به ارمغان گذاشته شده است. با این حال، ذکر نام  اصلی ایشان -همان گونه که گذشت- جایز نیست.

5. عدم مجالست با مشرکان و منافقان

مى‏دانیم در هر مجالست  و مصاحبتی، آثارى است و هیچ کس نمى‏تواند منکر آن شود. صحیفه نفس انسان، مانند آینه‏اى است که شعاع شخصیّت افراد در آن اثر مى‏کند. این اثر ممکن است نورانی باشد و به جلاى این آینه کمک کند یا از گونه ظلمت باشد و همچون زنگارى این آینه را مکدّر سازد؛ از این رو است که به همه -به ویژه به جوانان که از نفس شفاف و روشنی  برخوردارند- سفارش شده است که همواره نگران دوستان  خود باشند و بنگرند با چه کسی مجالست مى‏کنند.

این مطلب، بیشتر درباره جوانان سفارش شده است؛ امّا به هیچ وجه منحصر در آنان نیست. حضرت عیسى(ع) حواریون خود را چنین سفارش مى‏فرمود:

با افرادى که دیدار آنان شما را به یاد خداوند متعال می‌اندازد، مجالست داشته باشید.[9]

حال با وجود آن­که معصوم، از چنین مجالستى اثر نمى‏پذیرد، باز مى‏دانیم که پیامبر اکرم(ص) هر روز هفتاد بار استغفار مى‏کردند،[10] تا صفاى نفس نفیس ایشان، دچار زنگار نشود. یکى از مصادیق مظلومیّت اهل‏‌بیت(ع) همین مصاحبت اجبارىِ آنان با خلفا و مصاحبان آنان است. مصاحبت طولانى مدّت حضرت رضا(ع) با مأمون عبّاسى در شمار همین مصایب است که مدّت‌ها وجود نازنین امام را آزار می‌داد.

ولی حضرت حجّت(عج)، در همة عمر، هیچ مجالستى با کفّار، مشرکان و منافقان نداشته‏ و تنها با صالحانى که به زیارت آن بزرگوار نایل شده‌اند، مصاحبت فرموده‏ است. از این رو است که مى‏توان عدم مجالست با اینان را، از ویژگى‏هاى ولىّ‏عصر(عج) دانست.

ادامه دارد...

 


[1] . مرحوم علاّمه یزدى حائرى، پنجاه ویژگى از ویژگى‏هاى آن حضرت را بر شمرده‏اند؛ بنگرید: الزام‏الناصب، ج 1، ص 476.

 

[2] . بحارالأنوار، ج 99، ص 215؛ جمال‏الأسبوع، ص 35.

[3] . بحارالأنوار، ج 97، ص 345.

[4] . سورة نجم: 9 و 8.

[5] . بحارالأنوار، ج 51، ص 27. گویا این متن پیراسته از آشفتگى و حذف نیست.

[6] . همان، ج 38، ص 304؛ المناقب، ج 1، ص 233.

[7] . در این رابطه بنگرید: منتخب‏الأثر، ص 182. در این مصدر به 48 حدیث در این باره اشاره شده است.

[8] . براى تفصیل در این مطلب بنگرید: شرعه‏التسمیة ـ نگاشته محقّق داماد، چاپ اصفهان، مهدیّه میرداماد، سال 1371 ـ ؛ نیز الزام‏الناصب، ج 1، ص 272.

[9] . بحارالأنوار، ج 97، ص 84؛ مصباح‏الشریعة، ص 160.

[10] . بحارالأنوار، ج 17، ص 44؛ مستدرک‏الوسائل، ج 5، ص 320، حدیث 5987.

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران()   لینک