نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ طب و اخلاق 1

طب و اخلاق (1)

درآمد

صحت، هدیه‌ای الهی و از نعمت‌های بزرگی است که خداوند حکیم به انسان ارزانی داشته است. اطبا و حکیمان از دیرباز تا امروز در تلاش بوده‌اند راه‌هایی بهتر و دقیق‌تر برای حفظ تندرستی و درمان‌ بیماری‌ها ارائه دهند و گام‌های بلندی نیز برداشته‌اند. از سوی دیگر، بحث اخلاق در جوامع بشری -به ‌ویژه در عصر حاضر- دغدغه فرزانگان و از آرزوهای بلند آن‌ها بوده است، تا همراه سلامت جسم، روح و روان‌ها نیز سالم و از رذایل و اضطراب‌ها و افسار گسیختگی‌ها، بدور باشد.

طب اسلامی با راهکارهایی که اهل‌بیت(ع) در این گستره ارائه کرده‌اند، تأمین کننده این خواسته‌ها است. با عمل به این دستورات، شاهد جامعه و افرادی با فضایل اخلاقی و خانواده‌هایی صمیمی با آداب و رسومی صحیح و ارزشمند خواهیم بود؛ از این‌رو علم طب را می‌توان یاری کننده علم دین شمرد؛ زیرا زمینه‌ساز تربیت و رساندن انسان به کمال و دوری از رذایل می‌باشد.

امام صادق(ع) به مردی فرمود:

اِنَّکَ قَدْ جُعِلْتَ طَبِیبَ نَفسِکَ و بُیِّنَ لَکَ الدّاءُ وَ عُرِّفْتَ آیَةَ الصِّحَةِ وَ دُلِلْتَ عَلیَ الدواءِ فَانْظُر کَیفَ قِیامُکَ عَلی نَفْسِکَ؛[1]

تو طبیب خودت قرار داده شده‌ای؛ درد و بیماری برایت گفته شده و نشانه‌های سلامتی و صحت به تو آموخته شده است و بر دواها راهنمایی شده‌ای؛ پس ببین برای [سلامتی] خودت چه می‌کنی و چه رفتاری داری.

از آنجا که اسباب سته ضروریه [= شش چیز ضروری انسان] از مهم‌ترین مباحث علم طب است و بیشترین ارتباط با صحت و اخلاق را دارد، بحث را بر همین اساس پی‌ریزی کرده و به گفت و گو می‌نشینیم.

غذا، هوا و سایر امور ششگانه که «اسباب سته ضروریه» نامیده می‌شوند، در سلامت، اخلاق و شکل‌گیری صفات در انسان، نقش اساسی داشته و رعایت یا عدم رعایت آن‌ها می‌تواند در روح و روان انسان -به ویژه برای اهل معرفت- موانعی ایجاد کند یا برای رسیدن به کمالات یاریگرش باشد.

در روایات بسیاری به ارتباط تنگاتنگ بین غذا و اخلاق و زمینه‌ساز بودن آن در رشد و تأثیر آن در صفات خوب و بد اخلاقی، اشاره شده است. امام صادق(ع) فرمود: «زیاد خوردن گوشت یا چهل روز ترک آن، خلق و خوی انسان را بد می‌کند[2] و میوة بِهْ، قلب را قوی، ترسو را شجاع و غم و اندوه را از بین می‌برد».[3] به فرمودة آیت الله بهجت، غذا، منشأ علم و ایمان و کفر در افراد می‌شود.[4]

بنابراین بحثی فراگیر در این موارد ششگانه - که هر انسانی برای ادامه زندگی بدان‌ها نیاز دارد- از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین مباحث طب اسلامی است. همچنین شناخت و رعایت آن‌ها، تأمین کننده صحت و سلامت افراد جامعه می‌باشد و در طریق مجاهدت و داشتن نفس قدسی، بسیار مهم و ضروری است؛ بدین سبب به بحث درباره این سلسله از مباحث می‌پردازیم، تا راهی کوتاه و آسان فرا روی بندگان و سالکان الی‌الله گشوده باشیم؛ ان‌شاء‌الله.

نزد اطبا، سبب به چیزی گفته می‌شود که بالذات [= به خودی خود] بر مسبب [=اثر] خود مقدم باشد؛ مانند تعادل مزاج[5] که سببِ صحت و بر آن مقدم است. این اسباب به اعتباری دو گونه‌ هستند:

1. اسباب ضروری: چیزهایی که انسان در همه زمان حیاتش نیازمند آن است؛ مانند هوا، غذا، خواب و...

2. اسباب غیر ضروری: اموری که بقا و حیات انسان بدون آن‌ها نیز ممکن است؛ مانند ورزش.

اسباب ضروری، شش چیز هستند: 1. هوا 2. خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها 3. خواب و بیداری 4. حرکت و سکون  5. استفراغ و احتباس 6. اعراض نفسانی؛ مانند خشم و غضب. توضیح هر یک از این امور ششگانه مفصل خواهد آمد.[6]

پیش از آغاز بحث غذا، ذکر چند نکته لازم است:

1. غذا، از اسباب ضروری برای حیات انسان شمرده می‌شود؛ چون بدن، قابلیت بقا و زنده ماندن را برای مدتی محدود دارد و به سبب اموری، رو به زوال است و کم کم به تحلیل می‌رود. از جمله آن امور، اسباب داخلی چون حرارت غریزی نهفته در بدن و حرکات نفسانی، مانند فکر و غضب و اسباب خارجی، مانند حرارت خورشید است. در حقیقت غذا نیرو و اجزاء تحلیل رفته بدن را جبران کرده و سلول‌های جدید می‌سازد. اگر بدن تغذیه نشود، جسم انسان قابلیت بقا و زندگی خود را از دست می‌دهد و شخص، دچار مرگ زودرس می‌شود؛ بنابراین غذا از اسباب ضروری بدن است.

نقش آب در بدن

آب، مانند غذا از اسباب ضروری برای حیات است. بدن برای هضم، رقیق و لطیف کردن غذا برای نفوذ بهتر و آسان‌تر در رگ‌ها و سلول‌ها، به آب نیاز دارد؛ از این رو آب، متمم و کامل کنندة غذا به شمار می‌رود، نه قسمی دیگر؛ بلکه آب و غذا، هر دو یک قسم از اسباب ضروری بدن هستند.

2. اجسام از سه بُعد تشکیل شده‌اند:

الف. ماده و جرم.

ب. صورت نوعی: چیزی که باعث می‌شود دو جسم، از نظر آثار تفاوت پیدا کنند. تمایز و تفاوت موجودات، به این صورت نوعیه است که مثلاً برخی انسان می‌شوند و برخی سنگ و... . ممکن است برخی چیزها دارای یک  مزاج باشند؛ اما صورت نوعیه آن‌ها با هم متفاوت باشد؛ مانند نعنا و ریحان که هر دو گرمند؛ اما از نوع گیاه مختلف هستند؛ بدین سبب، از جهت شکل و رنگ و بو متمایزند.

پ. کیفیت مزاجی: حرارت، برودت، یبوست و رطوبت.

غذاها و خوراکی‌ها به اعتبار هر یک از این سه جهت، تأثیر خاصی در بدن دارد. غذاهایی که می‌خوریم، از هر یک از این جهات در بدن تأثیر دارند. گاهی تأثیر یک جهت، آن قدر کم می‌شود که محسوس نبوده و قابل اعتنا نیست؛ مثلاً ماده‌اش، اخلاط و خون تولید می‌کند و کیفیت، ایجاد سردی، گرمی و... و صورت نوعیه آن‌ها علاوه بر یاری  کیفیت در عمل خود، آثار دیگری هم ممکن است در بدن داشته باشد؛ مانند تقویت طبیعت بدن و برخی از اعضا مثل مغز، قلب، کبد و... .

نکته

تأثیرات صورت غذا تنها منحصر در بدن نیست؛ بلکه در نفس هم تأثیراتی به جا می‌گذارد و آثار اخلاقی برای نفس انسانی دارد، مثلاً در روایات وارد شده است که خرما حلم را زیاد می‌کند.[7]

امیرمؤمنان حضرت علی(ع) فرمود:

انار را با پیه آن بخورید؛ چون معده را دباغی می‌کند و هر دانه‌ای از آن، قلب را حیات و زندگی می‌بخشد، نفس را نورانی و وسوسه‌های شیطان را چهل روز از انسان قطع می‌کند.[8] 

و درباره خرمای برنی فرمود:

شیطان را دور می‌کند و بنده را به خدا نزدیک و از شیطان دور می‌سازد.[9]

این تأثیرات، مربوط به صورت نوعی غذاها است.

تأثیرات خوراکی‌ها در بدن، گاهی در هر سه جهت (ماده، صورت و کیفیت) به طور مساوی می‌باشد و در برخی، تأثیر ماده نسبت به آن دو جهت دیگر، غالب است. در برخی، تأثیر کیفیت غالب است و در بعضی تأثیر صورت غالب است و در بعضی دیگر کیفیت و صورت غالب می‌باشد و... .

تأثیر یک یا دو جهت از این سه جهت هم شدت و ضعف دارد و این به معنای عدم تأثیر یک جهت نیست؛ بلکه به معنای این است که اثر جهت دیگر، قابل اعتنا نیست؛ مثلاً در دوای مطلق، تأثیر به کیفیت غالب است و تأثیر به ماده و صورت، خیلی کم خواهد بود؛ به طوری که قابل اعتنا نیست و در غذای دوایی، تأثیر کیفیت و ماده غالب است و... .

با توجه به آنچه گفته شد، غذا و دوایی که وارد بدن می‌شود، غالباً فعل و انفعالاتی دارد و طبیعت و حرارت غریزی بدن، در آن تأثیر می‌گذارد و تجزیه‌اش می‌کند و غذا و دوا هم متقابلاً در بدن اثرهایی دارند و به اعتبار تأثیر آن‌ها در بدن، نمودار زیر به دست می‌آید:

نمودار طب و اخلاق

بنابراین آنچه وارد در بدن می‌شود، از جهت تأثیر در بدن و قوا و ارواح، دوازده قسم می‌شود:[10]

 


1. غذای مطلق؛ 2. دوای مطلق؛ 3. دوای غذایی؛ 4. غذای دوایی؛ 5. پادزهر؛ 6. غذای پادزهری؛ 7. دوای پادزهری؛ 8. غذای دوایی پادزهری؛ 9. سم مطلق؛ 10. دوای سمی؛ 11. غذای سمی؛ 12. غذای دوایی سمی.

در شماره بعد به شرح و توضیح این اقسام دوازده‌گانه و چگونگی عمل و تأثیر آن‌ها می‌پردازیم.

نتیجه‌

در این مقاله با امور ششگانه‌ای آشنا شدیم که حیات انسان به آن‌ها وابسته است. این امور، در اصطلاح اطبا به «اسباب ضروریه سته» معروف است که یکی از آن‌ها، خوراکی‌ها بود. خوارکی‌ها، خود به دوازده نوع تقسیم شدند و روشن شد که غذاها، اجزای تحلیل رفته بدن را جبران و قوای درونی را تقویت می‌کنند، و همچنین در حفظ و تغییر مزاج و صحت بدن، مؤثر بوده و در اخلاق و خلق و خوی انسان تأثیر مستقیم دارند. وقتی جسم و مزاج، به واسطه تدبیر و تنظیم غذایی به اعتدال رسید، انسان به اعتدال اخلاقی نزدیک‌تر می‌شود و ظهور و بروز صفات غیر اخلاقی، مانند غضب، سستی و... در او کمتر خواهد بود.

 

نویسنده: حجج اسلام محمد سلطانی - رسول عربان


[1] . کافی، ج2، ص 354، باب محاسبة العمل، ح 6.

[2] . کافی، ج1، ص 358، ح 4 و 7.

[3] . بحارالانوار، ج 53، ص 325.

[4] . در محضر آیت الله بهجت، ص 337.

[5] . مزاج: از نظر طبی انسان‌ها غیر از ماده و شکل ظاهری دارای چهار حالت و طبیعت مختلف یعنی رطوبت، سردی، خشکی و گرمی هستند که از این‌ها تعبیر به مزاج می‌شود و غذاها بلکه هرچه ما در اطراف خود می‌بینیم از یک یا دو تای این مزاج‌ها ترکیب شده مانند آب که تر و سرد است بنابراین انسان‌ها از جهت مزاج‌ و طبیعت به چهار دسته تقسیم می‌شوند که لازم است هر شخصی مزاج خود را بشناسد و با تدبیر و اتخاذ رژیم غذایی و امور دیگر مزاج خود را به اعتدال برساند تا راه برای رسیدن به اعتدال اخلاقی هموار شود. البته این موضوع در طب بحث دامنه‌دار و گسترده‌ای است که در آینده در جای خود خواهد آمد.

[6] . خلاصة الحکمه، محمد حسین عقیلی، اسماعیلیان، اول، ج 1، ص 390.

[7] .

[8] . عن جعفربن محمد الصادق7 عن آبائه عن امیرالمؤمنین7 قال: کل الرمان بشحمه فانّه دبّاغ للمعده و فی کل حبة منها اذا استقرّت فی المعدة حیاة للقلب و انارة للنفس و تقرض وساوس الشیطان اربعین صباحا و الرمان من فواکه الجنة قال الله عزوجل (فیها فاکهة و نخل و رمان)؛ طب الائمه، ابنا نیسابوری، ص 622.

[9] . «...تخبّل الشّیطان... و تقرب من الله و تباعد عن الشیطان...»؛ بحارالانوار، ج 66، ص 128، ح 11.

[10] . خلاصة الحکمة، ج 1، ص 430.

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران()   لینک