نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ بصیرت، چیست؟ و چگونه حاصل مى‏شود؟

بصیرت، چیست؟ و چگونه حاصل می‌شود؟

بصیرت، به نیرویی قلبی گفته می‌شود که انسان به وسیله آن، حقایق اشیا را در می‌یابد[1]. بصیرت، در زبان فارسی نیز به این معانی به کار می‌رود: دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین.[2]
آیت الله جوادی آملی می‌نویسد:

میان «بَصَر» که تأمین کننده نور ظاهرى، و «بصیرت» که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است. نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این‌که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کند، کارى انجام نمى‏دهد؛ پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمى‏شود؛ اما نور باطن، همه نقص‏هاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف، و تمام دردهاى او را، درمان مى‌کند....
در صورتى که درون کسى را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانى مى‌شود که هم صحنه‏هاى خوبى را در خواب و بیدارى مى‌بیند، هم آهنگ‏هاى خوبى را مى شنود، هم رایحه‏هاى دل انگیزى را استشمام مى‏کند و هم لطیفه‏هاى فراوانى را لمس مى‌نماید.[3]
راه تحصیل بصیرت

برای به دست آوردن بصیرت، راه‌های متعددی در منابع دینی آمده است که به برخی اشاره می‌کنیم:
1. آگاهی و خرد ورزی

یکی از عواملی که باعث ایجاد و تقویت بصیرت در انسان می‌شود، آگاهی و خردورزی او است. کسى که به محض شنیدن هر خبر یا مطلبى، فوراً آن را نمى‏پذیرد بلکه پیرامون آن می‌اندیشد و آن را از صافى عقل و اندیشه‏اش می‌گذراند، بصیرت و بینایى می‌یابد؛ همان گونه که آینده نگرى و به کارگیرى خرد در فرجام امور، باعث بصیرت و بینایى می‌شود.[4]

2. تقواپیشگی

نیروی عقل انسان برای درک برخی حقایق آماده است؛ ولی گاهی انواع امیال و شهوات همچون دود سیاه و غلیظی برابر دیده عقل آشکار می‌شود و مانند غباری فضا را تیره و تار می‌کند. پیدا است در چنین محیط تاریکی، انسان نمی‌تواند  چهره حق و باطل را تشخیص دهد؛ اما اگر این غبار، با آب تقوای الهی زدوده شود و این دود سیاه و تاریک از میان برود، دیدن چهره حق، آسان است:

حقیقت سرایی است آراسته                                            هوا و هوس، گرد برخاسته

نبینی به هرجا که برخاست گرد                                      نبیند نظر گرچه بیناست مرد

به تعبیر دیگر، قلب آدمی همچون آینه است؛ اگر این آینه را زنگار هوا و هوس و گناه، تیر و تار کند، نوری در آن منعکس نخواهد شد؛ ولی هنگامی که در پرتو تقوا و پرهیزکاری صیقل داده شود و زنگارها از میان برود، چهرۀ حقایق را به طور واضح و روشن، نمایان خواهد کرد. این اثر عجیب تقوا در شناخت و بصیرت واقعی و درک انسان‌ها در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) مطرح شده است، قرآن کریم می‌فرماید:

یا أیها الذین آمنوا إن تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً؛[5]

ای کسانی که ایمان آوردید! اگر از [مخالفتِ فرمان] خدا بپرهیزید، برای شما ]نورانیت درون و[ وسیلة تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد.

نیز جای دیگر می‌فرماید:

اتقوا الله و یعلمکم  الله؛[6]

از [مخالفتِ فرمانِ] خدا بپرهیزید و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛

رعایت تقوای الهی و انجام عمل صالح و پرهیز از محرمات و معصیت‌های الهی، سهم بسزایی در افزایش بصیرت دارد. در مقابل، به همین ترتیب، معصیت و گناه نیز بصیرت را از بین می‌برد. قرآن کریم می‌فرماید:

ثم کان عاقبۀ الذین اسائوا السوآی أن کذَّبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون؛[7]

سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند چنین شد که آیات خدا را تکذیب کردند و پیوسته آن را مسخره می‌نمودند.

آری؛ گناه و آلودگی، بیماری‌ای است که به جان انسان می‌افتد و بصیرت و روشنی بینی درون را خاموش می‌کند؛ تا جایی که انسان، حقیقت را انکار کرده و به تمسخر آن می‌پردازد.

حضرت علی(ع) می‌فرماید:

اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع؛[8]

بیشتر زمین خوردن عقل‌ها بخاطر طمع ورزی‌ها است.

3. یاد خدا
امیرالمؤمنین(ع) مى‌فرماید:

مَنْ ذکر اللَّه استبصر؛[9]

هر کس به یاد خدا باشد، بصیرت یابد.

بدیهی است هرچه ذکر زبانی، قلبی و عملی بیشتر باشد، بصیرت نیز افزایش می‌یابد.

4. هم‌نشینى با علما
مجالست با علما موجب بصیرت و بینایى است. امیر المؤمنین7 مى‌فرماید:

جاور العلماء تستبصر؛[10]

با دانایان بنشین، تا آگاهى یابى.

نتیجه

از آنچه گذشت، به دست می‌آید که بصیرت، نیرویی قلبی و باطنی است که با آن، می‌توان حقایق را تشخیص داد.

برخی عواملی که موجب تحصیل تقویت بصیرت می‌شود عبارتند از آگاهی، تفکر و تعقل در امور و عاقبت‌اندیشی؛ ولی از آنجا که نور گوهر عقل، گاهی با غبار هوای نفس کم فروغ می‌شود، لازم است با تهذیب نفس و تقوای الهی، این گرد و غبار را زدود و با یاد و ذکر الهی به آن قلب جلا بخشید و با همنشینی با علمای ربانی، هم آگاهی افزایی کنیم و هم معنویت و نورانیت کسب نماییم، تا بصیرت افزایش یابد.

بصیرت دارای مراتب است که هر مرتبه‌ای از آن، برای تشخیص امور، در حد مرتبة خود، به انسان کمک می‌کند. انسان، در همة امور -از تشخیص حق و باطل در اختلافات و فتنه‌های اجتماعی گرفته، تا امور معنوی و ملکوتی- به بصیرت نیازمند است و بدون چراغ بصیرت، اسیر تاریکی و گمراهی می‌شود.

 


[1] . العین، خلیل بن احمد، ماده بصر.

[2] . دکتر محمد معین، فرهنگ فارسى، ج 1، ص 546.

[3] . تفسیر موضوعى قرآن کریم (صورت و سیرت انسان در قرآن)، آیت اللَّه جوادى آملى، ج 14، ص 132 - 131.

[4] . من استقبل الامور ابصر« یا »من فکّر أبصر العواقب (همان).

[5] . سوره انفال: 29.

[6] . سوره بقره: 282.

[7] . سوره روم: 10.

[8] . بحار الانوار، ج 70، ص 170.

[9] . غررالحکم، ج 5، ص 166؛ معجم الفاظ غررالحکم، مصطفى درایتى، ص 93.

[10] . معجم الفاظ غررالحکم، ص 93؛ غررالحکم، ج 3، ص 387.

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٧
    پيام هاي ديگران()   لینک