نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ مکارم اخلاق 1

مکارم اخلاق1

حجج اسلام آذربایجانی و روح الله سلطانی

مقدمه

دعا، وسیلۀ ارتباط بنده با خدای متعال و راه تربیت اصیل شخصیت یک مسلمان و تهذیب اخلاق و سلوک او است. دعا، نردبان ترقّی انسان به مدارج کمال و رهایی از هر گونه رنگ­پذیریِ عبودیّتِ غیر خدا است. به سبب این جایگاه خطیر، معصومان:به این موضوع مهم عنایت ویژه داشته­‌اند و در این باره، سرمایه­‌های منحصر به فردی برای ما به یادگار گذاشته‌­اند.

صحیفۀ سجادیه، مجموعه­‌ای از ادعیۀ مـأثــور­ی است از امــام زین العابدین علی بن الحسین(ع). این صحیفه، چنانچه مرحوم ابن شهر آشوب در معالم العلماء فرموده، به «زبور آل محمد:» و «انجیل آل محمد:» شهرت یافته است. نقش صحیفۀ سجادیه در یک میراث مکتوب الهی و پایگاه اخلاق و چراغ هـدایت منحصر نمی­‌شود؛ بلکه صحیفه، یک عملیات اجتماعی و فرهنگی است که همة دستورات و وظایف یک مسلمان در رابطه با خدای خود و اطرافیان ـ ­اعـم از انسان و موجودات دیگر­ـ را در بردارد. به سبب همین جایگاه مهم، بسیاری از علمای تراز اول مکتب شیعه به تفسیر و شرح ادعیۀ آن پـرداخته‌­اند؛ تا جایی که مرحوم آقا بـزرگ تهرانی به 47 مورد از شروح آن اشــاره کرده است.1

 

اهمیت صحیفۀ سجـادیه

صحیفۀ سجادیه را می­‌توان از دو جهت دارای اهمیت دانست؛ یکی جهت خاص که پیش­تر به آن اشاره شد و آن این­که این اثر عظیم خاندان وحی، همپای قرآن و نهج البلاغه، گنجینه‌­ای از معارف و دستورهای اخلاقی، سیاسی و اجتماعی است که می‌­تواند سعادت کامل بشر را تأمین کند.

یکی هم از جهت عام که یکی از منـابع مهم استـفاده از مـعارف اهل بیت(ع) ادعیه هستند؛ به گونه‌­ای که هر انسان مشتاق، با مراجعه به ادعیه رسیده از ساحت مقدس آن بزرگواران، می­‌تواند به معارف عمیق اخلاق و عرفان و مراتب سلوکیِ مورد اشارة عرفا دست یابد و این به دو دلیل است: اولاً این که شرایط تــقیه در دعاها کمتر به وجود می­‌آید و اهل­‌بیت:با خیال آسوده به بیان حقایق پرداخته‌­اند و فضا کاملاً برای القای معارف باز است. ثانیاً چون مخاطب در این ادعیه، پروردگار تبارک و تعالی است محدودیت «سخن گفتن در حدّ فهم مردم»2 وجود ندارد؛ لذا اهل­‌بیت: ضمن ادعیه معارف عمیقی را به انسان­‌ها منـتقل فرموده ­اند؛ ولی احادیث گهربار آن بزرگواران، به دلیل رعایت تقیه و نیز رعایت مقدار فهم مخاطب، این ویژگی را ندارند.

 

صحیفۀ سجادیه در آیینه کــلام بزرگان

1. بنیان­گذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) درباره این کتاب عظیم می­ فرماید:

صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است و از بزرگ ­ترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است... آن کتابی است الهی که از سرچشمه نور الله نشأت گرفته و طریقه سلوک اولیای بزرگ و اوصیای عظیم­الشأن را به اصحاب خلوتگاه الهی می­آموزد. کتاب شریفی است که سبک بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبک قرآن کریم، بدون تکلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معرفت الهیه بیان می­کند. این کتاب مقدس، چون قرآن کریم، سفره الهی است که در آن، همه گونه نعـمت موجود است و هرکس به مقــدار اشتـهای خود از آن استــفاده می­کند. این کتاب، همچون قرآن کریم، ادقّ معارف غیبی که از تجلّیات الهی در ملک و ملکوت و جبروت و لاهوت و ما فوق آن، حاصل می­شود... به شیوه خاص خود قطراتی از دریای بی­کران عرفان خود می­چشاند و آنان را محو و نابود می­‌کند و به مقام فنا می­رساند:

 


پس عدم گردم عدم چون ارغنون

گویـدم «إنّا الیه راجعون»3

2. علامه مجلسی اول در روضۀ المتقین داستان عجیبی نـقل می­‌کند که هم حاکی از اهمیت صحیفۀ سجادیه و توجه امام زمان(ع) به آن است و هم اهتمام علمای بزرگ از جمله مجلسی اول4 را می‌­رساند. ما آن داستان را در بحثی که درباره سند صحیفه می­‌آوریم، نقل می­‌کنیم.

3. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی یک نسخه از صحیفۀ سجادیه را در سال 1353 ش برای عالم بزرگ سنی مذهب معاصر، شیخ جوهری طنطاوی صاحب تفسیر معروف طنطاوی می‌­فرستد. او پس  از مطالعۀ این کتاب شریف، نامه‌­ای به آیت الله مرعشی ارسال کرده و طی آن، ضمن تمجید و تشکر از آیت الله مرعشی نجفی چنین می‌­نویسد:

این، از بدبختی ما است که تا کنون از این اثر ارزشمند جاودان خاندان نبوت و اهل­‌بیت عصمت و طهارت بی­اطلاع بوده­ایم. من هرچه آن را مـطالعه و بـررسی کردم آن را بــالاتر از کلام مخلوق و پــایین­تر از کلام خالق دیدم... .5

پر واضح است که اهمیت صحیفه سجادیه خود بـحثی گسترده می­‌طلبد. علاقه­‌مندان می­‌توانند به شروحی که بر این کتاب شریف نوشته شده است، مراجعه کنند؛ چرا که این مختصر، ظرفیت آن مطالب گسترده را نـدارد.

 

چرا صحیفۀ سجـادیه را «کــامله» می­نامند؟

در این باره که چرا به صحیفۀ سجادیه، «کامله» گفته می‌­شود، دو نظر نقل شده است. یک نظر مربوط به آیت الله مرعشی نجفی است که در مقدمة خود بر صحیفۀ سجادیه ترجمه صدر بلاغی آورده و بنابر آنچه از سید جمال الدین کوکبانی یمنی شنیده، این است ­که نسبت «کامله» به سبب مقایسه با نسخه­‌هایی از صحیفه است که نزد زیدیه موجودند و از آن رو که آن نسخه‌­ها همگی ناقص هستند و تعدادی از دعاهای موجود در نسخۀ صحیفۀ سجادیه نزد ما را ندارند، به این صحیفه، «کامله» گفته­‌اند؛ ولی برخی از محققان معاصر این نظریه را مورد نقد قرار داده، به این بیان که لفظ «کامله» چند بار در سند صحیفۀ موجود نزد ما آمده و مسلّم است آن صحیفۀ زیدیه در آن زمان وجود نداشته است؛ پس لفظ «کامله» نمی‌­تواند به دلیل مقایسه باشد. این محقق سپس نظر خود را چنین بیان می­‌کند که چون ادعیۀ صحیفه در مقایسه با ادعیۀ دیگری که از امامان: نقل شده، دارای جوانب متعدد و دارای اغلب نیازمندی­‌ها است، به «کامله» ملقّب شده است.6

 

سنـد صحیفه

شهرت صحیفۀ کاملۀ سجادیه به حدی است که ما را از بررسی سندی آن، بی‌­نیاز می­‌کند، به گونه‌­ای که بسیاری از بزرگان و علمای شیعه، آ­ن صحیفه را از ادعیۀ متـواتر دانسته‌­اند. با این وجود، ما این سند را به طور اجمال، بررسی می­‌کنیم.

علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی أعلی الله مقامه نیز درباره سند صحیفه می‌­نویسد:

سند صحیفه در هر طبقه و عصری، سر انجام به امام باقر(ع)و زید شهید منتهی می‌­شود که هر دو بزرگوار آن را از مولا علی بن الحسین(ع)نقل کرده­اند. سپس می­نویسد: این صحیفه از متواترات نزد اصحاب است.7

مرحوم محقق داماد، در شرح صحیفه سجادیه نوشته است:

اسانید حدیث در نقل صحیفه کامله سجادیه، متواتر است و از طرق مختلف نقل کرده­اند.8

البته صحیفه­‌ای که در دست ما است، سندش به نجم الدین بهاء الشرف، ابوالحسن محمد بن حسن بن احمد بن عمر بن یحیی علوی حسینی می­‌رسد که از علمای قرن ششم بوده است. وی اسناد صحیفه را تا حضرت امام سجاد(ع)یکایک ذکر کرده است. جناب سید علی خان کبیر در ریاض السالکین، علاوه بر دو طریق معروف صحیفه سجادیه که یکی به یحیی بن زید از امام سجاد(ع) و یکی به امام باقر(ع) از امام سجاد(ع) می‌­رسد، طریق سومی را نیز ذکر کرده است.9 خلاصه بحث، این­که آنچه بین علما و شارحان صحیفه مشهور است، تواتر ادعیه صحیفه نزد آنان می­‌باشد و فقط در ترتیب دعاها بین آن­ها اختلاف بوده است، و گرنه در این­که اصل ادعیه از امام سجاد(ع) صادر شده است، هیچ شکی نیست.

یکی از سندهایی که برای صحیفه شمرده شده، سندی است که مرحوم مجلسی اول، آن را در رؤیا یا مکاشفه از وجود نازنین امام زمان(ع) گرفته است که ما داستان آن را با تفصیل، ذکر می‌­کنیم. مرحوم محمد تقی مجلسی می‌فرماید:

من در اوایل بلوغ طالب رضای خدا بودم و در طلب رضای او کوشا بودم. مرا از ذکر جنابش، قراری نبود؛ تا آن­که دیدم میان خواب و بیداری که صاحب الزمان صلوات الله علیه در مسجد قدیم اصفهان نزدیک به مکانی که الآن محل درس من است، ایستاده‌­اند. سلام کردم و خواستم پای آن آن جناب را ببوسم که نگذاشت و مرا گرفت. دست مبارکش را بوسیدم و از آن جناب مسایلی را که بر من مشکل شده بود، پرسیدم و... .

آن­گاه گفتم: «ای مولای من! برای من ممکن نیست که هر وقت به خدمت شما برسم، پس به من کتابی عطا کن که همیشه به آن عمل کنم» فرمود: «من برای تو، کتابی را به مولا محمّد تاج عطا کردم» و من در خواب، او را می‌­شناختم؛ پس فرمود: «برو و آن کتاب را از او بگیر».

حرکت کردم و از در مسجد خارج شدم و به طرف یکی از محلات اصفهان رفتم. محمد تاج به محض دیدن من گفت: «ولی عصر(ع) تو را فرستاده است؟» گفتـم: «آری».  از بغل خود کتابی بیرون آورد؛ تا گشودم، فهمیدم که این کتاب، از کتب ادعیه است. با گرفتن کتاب، آن را بر دیــدگان قرار دادم و به سوی حضرت بقیة الله الاعظم حرکت کردم. در همین حال، از خواب برخاستم و دیدم از کتاب خبری نیست.

تا طلوع صبح به تضرع و گریه پرداختم. پس از نماز صبح و تعقیبات، به ذهنم رسید که منظور حضرت از مولا محمد تاج همان شیخ بهایی است و به سبب جایگاه او در بین علما، حضرت «مولا محمد تاج» فرموده است؛ لذا به سوی مدرسۀ شیخ حرکت کردم. وقتی آنجا رسیدم، دیدم شیخ مشغول مقابلۀ صحیفه سجادیه است.

بعد از بیان خوابم، ایشان چنین تأویل کردند: «مژده که خواب، حاکی از افاضۀ علوم الهی به شما می­‌باشد. با توجه به هدفی که در پی آن هستی، به آن خواهی رسید».

من قانع نشدم و به طرف همان محله که در خواب دیده بودم، حرکت کردم. بین راه یکی از صالحان و نیکان را به نام حسن و ملقب به «تاجا» دیدم. به او سلام کردم. وی بدون این­که سخنی بگویم، گفت: «فلانی! نزد من، کتاب ­های وقفی زیادی وجود دارد که طلاب از من می­ گیرند و به شرایط وقف عمل نمی­ کنند؛ ولی با شناختی که از شما دارم، می­ دانم به آن عمل خواهی کرد. با هم برویم؛ کتاب­‌ها را ببین و هرچه نیاز داری، بردار». وقتی رفتیم، اولین کتابی که به من داد، همان کتابی بود که در خواب دیده بودم (صحیفۀ سجادیه). با دیدن کتاب، شروع به گریه و ناله کردم و گفتم: « همین کتاب، مرا بس است»10.

این داستان را بیشتر شارحان صحیفه که بحث سندی دارند، در کتاب‌­هایشان آورده­ و به عنوان یکی از اسناد صحیفه ذکر کرده‌­اند.

 

مستدرکات صحیـفه

چون برخی عقیده دارند آنچه از ادعیه در صحیفه آمده است، همه دعاهای حضرت سجاد(ع) نیست، در صدد برآمدند آن ادعیه را با عنوان «مستدرکات صحیفه» ثبت کنند؛ از جمله:

1. أخت الصحیفة اثر مرحوم شیخ حر عاملی -اعلی الله مقامه- نویسنده کتاب شریف وسائل الشیعه.

2. مستدرک صحیفه از شیخ محمد بن علی حر فوشی که چهل سال پیش از مرحوم حرّ عاملی وفات کرد.

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعة و نیز مرحوم سید محمد مشکوة در مقدمه صحیفه، مستدرکات دیـگری را ذکر کرده‌­اند که می‌­توان برای مطالعه بیشتر، به این دو منبع مراجعه کرد.11

چنانچه شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه فرموده است، حدود شصت شرح بر صحیفه سجادیه نوشته شده است12 که بهترین و کامل­‌ترین آن­ها ریاض السالکین اثر سید علی خان مدنی از نوادگان امام سجاد(ع) است که با 30 یا 31 واسطه به ایشان می­‌رسد. ما -إن­شاء­الله- در آینده به شرح دعای مکارم الاخلاقِ کتاب شریف صحیفه سجادیه خواهیم پرداخت، البته با رویکرد روان­شناختی و تربیتی.

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق/ شماره 16

پی نوشت

1-  الذریعه، ج 13، ص 345 به بعد؛ به نقل از ریاض السالکین، ج 1، ص 6-7 با مقداری تلخیص. نجف اشرف و تهران، 1355-1388هـ ق.

2-  «اُمرنا أن نکلم الناس علی قدر عقولهم».

3- صحیفة سجادیه،‌ مقدمه ترجمه و نگارش جواد فاضل، انتشارات پارسیان،‌ چهارم، 1384 ش،‌ به نقل از صحیفه امام، ج 21، ص 209و210.

4- که به گفتۀ مرحوم مدرسی چهار دهی، چهل سال در راه ترویج صحیفه کوشیده است.

5- صحیفه سجادیه ترجمه صدر الدین صدر بلاغی، تهران، ‌دارالکتب الاسلامیه، مقدمه، ص 37و رجوع به کتاب سیره پیشوایان، ص 270و 271، قم، چاپ 11، زمستان 79.

6- ماهنامه کوثر، 20/6/86، شماره 32، سیمای صحیفة‌ سجادیه،‌ غلامحسین اعرابی.

7- الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 15، ص 45، نجف اشرف و تهران، 1355-1398 هـ ق.

8- شرح صحیفه سجادیه، سید محمد باقر داماد، ص 45.

9- ریاض السالکین، سید علی خان مدنی، ج 1، ص 50، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ 5، ج 1، 1427 هـ ق.

10- بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 107،‌ ص 44،‌ مؤسسة الوفاء بیروت، لبنان، 1404 هـ ق.

11-  امام سجاد جمال نیایشگران، احمد ترابی،  ج 11، ص 7، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1373؛ الذریعه، ج 15، ص 18 - 20.

12-  الذریعه، ج 13،‌ ص 345 به بعد،‌ نجف اشرف و تهران، 1355-1398 هـ ق.

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢۸
تگ ها: مقالات و اخلاق
    پيام هاي ديگران()   لینک