نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ دعوت عملی

دعوت عملی

حجت الاسلام حسین علیزاده

مقدمه

دعوت و تبلیغ بعد از تفقه، وظیفه‌­ای مهم بر دوش عالمان دینی بوده است. در نقش سخن و سخنوری در دعوت و تبلیغ، تردیدی نیست و در منابع دینی، بر آن تأکید شده است. در این نوشتار، در پی بررسی این بُعد از تبلیغ و دعوت نیستیم، بلکه بُعد دیگری را که در کلام معصومان(ع) با عنوان دعوت عملی مطرح است، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

نقش دعوت عملی در سازندگی فرد و جامعه، بسیار مهم و مؤثر است، تا آنجا که حضرت صادق(ع) می‌­فرماید:

کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم؛1

با غیر زبانهایتان مردم را دعوت کنید.

و از حضرت امام علی(ع) چنین حکایت شده است:

هر کس خویش را پیشوای دیگران قرار داد، باید اصلاح خویش را بر اصلاح دیگران مقدم بدارد و پیش از آن‌که مردم را با زبان خود دعوت نماید، با سیرت و رفتار خود دعوت کند. کسی که معلم و ادب کننده خویشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است.2

در بحث دعوت عملی، هم خود عمل و هم شیوه دعوت، بسیار مهم است. چه کنیم یا چگونه عمل کنیم تا تأثیرگذار باشد؟ و... سؤالاتی اساسی در این زمینه مطرح است. اهل‌بیت(ع) در روایات متعددی که دعوت عملی را سفارش می­‌فرمایند، به این گونه پرسش‌ها پاسخ داده‌اند.

در دعوت عملی چه بـاید کرد؟


همه افـکار و رفتار ما و اخلاق و رعایت آداب و... در دعوت عملی نقش دارد. در روایات متعددی از اهل‌بیت(ع) ، مصادیق بارز و ارکان مهم و تأثیرگذار این نوع دعوت بیان شده است. در روایتی پس از ذکر صفات و اعمالی، می‌فرماید:

...إن ذلک داعیة؛3

این [موارد] دعوت کننده است.

از میان روایاتی که در این موضوع حکایت شده است، یک روایت4 نسبتاً جامع را برگزیده و محور بحث قرار می‌دهیم. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:

علیک بتقوی الله و الورع والاجتهاد و صدق الحدیث و أداء الأمانة و حسن الخلق و حسن الجوار. و کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم. و کونوا زینا و لاتکونوا شینا. و علیکم بطول الرکوع و السجود؛ فإن أحدکم إذا أطال الرکوع و السجود هتف ابلیس من خلفه و قال: «یا ویله أطاع و عصیت و سجد و أبیت»؛5

بر تو باد به تقوای الهی و ورع و تلاش و راستگویی و امانتداری و خوش اخلاقی و حسن جوار. مردم را با غیر زبانهایتان دعوت کنید. زینت باشید و مایه عیب و عار و ننگ نباشید و بر شما باد به طولانی کردن رکوع و سجود؛ پس هرکدام از شما وقتی رکوع و سجودش را طولانی می­کند، شیطان از پشت سر او فریاد می­زند: «ای وای! او اطاعت کرد و من نافرمانی کردم، و او سجده کرد و من از سجده سر باز زدم».

 

دعوت عملی باید بر محور مجموعه‌­ای از رفتارهای سنجیده مبتنی باشد که در مجموعه کلام امام صادق(ع) آمده است. اینک هر کدام را به اختصار توضیح می‌دهیم.

 

1- تقـوا

تقوا از ماده «وقـایه» به معنای نگهداری است و در فرهنگ قرآن و روایات، عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهی حضرت حق و در طلب رضایت او بودن.6

 

در بارة مراتب و معنای تقوا، سخن فراوان است؛ ولی در این نــوشتار، به یک روایت نـورانی در شرح و توضیح تقوا اکتــفا می­‌کنیم. طبق روایتی که از امام صادق(ع) حکایت شده، تقوا بر سه گونه است:

 

نوع اول، تقوای بالله فی الله است؛ یعنی در راه خدا و برای خدا از هرچه غیر خدا است، گذشتن. هر کس به این مرتبه رسید، به واسطه ترس از افتادن به دام حرام و شبهه، حتی از بعضی کارهای حلال نیز پرهیز می‌کند. این مرتبه، بالاترین مرتبه تقوا است که به آن، تقوای خاص الخاص هم می­‌گویند.

 

دوم، تقوای من الله است که به معنای گذشتن از شبهه به واسطه خوف از حرام است و این، تقوای خواص می‌باشد.

سوم، تقوای از جهنم و عذاب است؛ یعنی به سبب ترس از عذاب و عقاب ترک حرام می­کند و این، تقوای عوام الناس است.

 

سپس حضرت می‌­فرماید:

تقوا و پرهیزکاری، مانند آبی است که در نهری روان باشد و این سه مرتبه تقوا، مانند درختانی هستند که بر لب آن نهر، غرس شده باشند که به قدر لطافت و ظرفیت خود، از آن نهر آب استفاده میکنند و خلق هم از این درختان به طور مختلف بهرهمند می­شوند.7

 

2- ورع

ورع، عبارت است از نگهداری کامل و حفظ نفس در آخرین مرتبه و در عین حال، هراسان بودن از لغزش، یا سخت‌گیری بر نفس است برای تعظیم حق.8

 

امام خمینی(ره) درباره مراتب ورع می‌نویسند:

ورع عامه، اجتناب از کبائر است و ورع خاصه، اجتناب از مشتبهات است برای خوف وقوع در محرمات. ورع اهل زهد، اجتناب از مباحات است، برای احتراز از وزر آن، و ورع اهل سلوک، ترک نظر به دنیاست برای وصول به مقامات، و ورع مجذوبین، ترک مقامات است برای وصول به باب الله وشهود جمال الله و ورع اولیا، اجتناب از توجه به غایات است.9

 

3- اجتـهاد

اجتهاد، همان تلاش وکوشش و به کارگیری توان در عمل است که سعی نامیده می‌­شود. اجتــهاد و تــلاش و کوشش، آنجا شکل می‌­گیرد که فرصت‌ها محدود باشند و انسان، میان آنچه انجام داده و آنچه می‌تواند یا باید انجام دهد، مقایسه­‌ای انجام دهد.

 

انسان، به همان نسبت که به چیزی عشق و علاقه دارد، خوف و خشیت جدایی و فقدان آن را هم دارد. این عشق و ترس، زمینه ورع و اجتهاد است و این دو با هم، سازنده هستند و یک دیگر را متعادل می­‌کنند. اجتهاد بدون ورع، باعث می­‌شود انسان از هر راهی برود و هر کوششی به خرج دهد؛ اما ورع و حالت ترس از جدایی و محرومیت در انسان، باعث اجتهاد و سعی و تلاش جهت‌دار می‌شود.

می‌توان زمینه‌­های شکل گیری تلاش وکوشش و اجتهاد را در سه نکته بیان کرد:10

 

الف. فرصت محدود: انسان، تا به این باور نرسد که فرصت کم، و کار زیاد است، دست به تلاش نخواهد زد؛ برای مثال، برای بدهی ده میلیونی خود که باید تا ده سال دیگر بپردازیم، به اندازه پرداخت بدهی ده هزار تومانی فردا تلاش نمی‌­کنیم. انسان، با فرصت‌های محدود و مهلت­‌های مشخص، کوشاتر می‌­شود.

 

ب. جایگاه مناسب: این‌که بدانیم هر کاری در زمان و جایگاه مناسب خودش مفید و اثرگذار است، و در زمان و جایگاه نامناسب، بی­‌اثر و بی‌­فایده است، انسان را به تلاش فرا می‌خواند؛ همان طور که برای حرکت اتومبیل، قطره‌­های بنزین در جایگاه خود، کار ساز هستند؛ ولی صدها لیتر بنزین در فضای آزاد، بی­‌حاصل و حتی خطرناک است. جایگاه مناسب را در جریان عاشورا دقیق­‌تر می‌­توان شناخت. در طول تاریخ و بعد از جریان عاشورا، کسان زیادی به یاری حسین(ع) شتافتند و حتی قاتلان آن حضرت را کشتند و خودشان هم در این راه کشته شدند؛ ولی اگر خون این‌ها در زمان مناسب و جای مناسب می­‌جوشید، چه بسا نتیجه به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.

 

ج. سعی و نسبت سنجی توان با عمل: آدمی، گاه به حجم عمل، دلخوش می­‌شود و به قناعت و غرور می­‌رسد؛ اما اگر عمل را با میزان توان خویش بسنجد و با عاملان دیگر و با عمل‌­های عاشقانه خود مقایسه کند، از توهم گریخته و ضمن تلاش و کوشش بیشتر، از زیاد شمردن خوبی­‌ها و کم شمردن بدی­‌ها در امان می­‌ماند؛ همان چیزی که امام سجاد(ع) در دعای مکارم الاخلاق می‌­فرماید:

واستقلال الخیر و إن کثر من قولی و فعلی واستکثار الشر و إن قل من قولی و فعلی؛11

خیری که زیادش می­بینی، عقیم می‌‌ماند و شری که اندکش می­شماری، می‌زاید. باید به عکس رفتار کرد؛ تا تلاش و کوشش و اجتهاد شکل بگیرد و خیرها زیاد شود.

در پایان، نظر شما را به یکی از بیانات عالم ربانی، مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) درباره ضرورت عمل و سعی و کوشش جلب می‌کنیم:

... تعلیم و تعلم برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده­اند: «کونوا دعاۀ الناس بغیر السنتکم». با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید. بعضی می­خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند. بعضی التماس دعا دارند؛ می­گوییم: «برای چه؟» درد را بیـان می­کنند؛ دوا را معرفی می­کنیم؛ به جای تشکر و به کار انداختن، باز می­گویند: «دعا کنید». دور است آنچه می­گوییم و آنچه می­خواهند. شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می­کنند. ما از عهده تکلیف خارج نمی­شویم؛ بلکه باید از عمل نتیجه بگیریم. محال است عمل، بی­نتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل شود. این طور نباشد:

 

پــیِ مــصلحت مجـلس آراستــند

نشـستـند و گفتــند و بـرخاستـند

خدا کند قوّال[=پرگو] نباشیم، فعال باشیم. [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم. آنچه میدانیم، بکنیم، در آنچه نمیدانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم. قطعاً این راه پشیمانی ندارد. به همدیگر نگاه نکنیم؛ بلکه نگاه به دفتر شرع نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن کنیم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.12

 

نتیـجه

دعوت به نیکی‌ها و تبلیغ معارف دین، پس از تفقه، از وظایف عالمان دینی است که ابزار متعددی نیز دارد. در این نوشتار، «دعوت عملی» از نگاه اهل‌بیت(ع) مورد توجه واقع شد.

 

در پاسخ به این‌که چه عملی انجام دهیم تا دعوت صورت پذیرد، بیان شد: افکار، اعمال و رفتار و اخلاق ما، همه دعوت کننده هستند؛ ولی در روایات اهل‌بیت(ع) بر برخی اعمال و رفتار و حالات، تأکید ویژه شده و تصریح شده است که این موارد، دعوت کننده هستند.

برای نمونه، روایتی را از امام صادق(ع) بیان کردیم و به توضیح بخشی از این روایت پرداختیم که در آن، به رعایت تقوا، ورع و اجتهاد توصیه شده بود.

 

در اولین گام، لازم است انسان حالت خود نگهداری در خود ایجاد کند، تا زمینه ورع در او فراهم شود و با تلاش و کوشش، علاوه بر حفظ تقوا و ورع آن را ارتقا بخشد. تلاش و کوشش عالمانه و همراه تقوا و ورع است که انسان را به سر منزل مقصود می‌رساند، و گرنه به بیراهه خواهد رفت؛ چنانچه از امام صادق(ع) حکایت شده است:

هر کس بدون بینش و آگاهی عمل کند، مانند کسی است که به بیراهه میرود؛ پس سرعت حرکت، برای او جز دورتر شدن [از هدف] او را نیفزاید.13

 

آری؛ اگر تقوا، ورع و کوشش در همه زوایای زندگی ما تجلی یابد، در هر کسی که نظاره‌گر باشد، تأثیرگذار است و او را دعوت به نیکی ها می‌کند و اگر موقعیت دعوت با زبان برای چنین شخصی فراهم شود، موثرتر خواهد بود؛ که گفته‌اند چون سخن از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند؛ ولی اگر زندگی ما خالی از این حقایق باشد، تأثیر دعوت ما به کمترین میزان می‌رسد.

ادامه دارد...

نشریه اخلاقی تربیتی خُلُق / شماره 16

پی نوشت

1- کافی، کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365، ج 2، ص 78.

2- نهج البلاغه، حکمت 73.

3- کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد والصلاة و الخیر فإن ذلک داعیة (کافی، ج 2، ص 78)

4- البته در این روایت، برای تأکید، تعبیر «کونوا دعاة‌الناس بغیر السنتکم» نیز آمده است. علامه مجلسی در شرح این حدیث می‌نویسند: «بغیر ألسنتکم» یعنی با جوارح و اعمالی که از آن صادر می‌شود، دعوت کنید؛ اگر چه زبان هم داخل در جوارح می‌باشد از لحاظ اعمال و نه از لحاظ دعوت (صریح بحار الانوار،‌ ج 68، ص 8)

5- کافی، کلینی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش، ج 2، ص 78.

6- چهل حدیث، امام خمینی، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، چاپ بیستم، 1378ش، ص 206.

7- شرح مصباح الشریعه، عبدالرزاق گیلانی، انتشارات پیام حق، چاپ اول، 1377ش، ص 503.

8- چهل حدیث، امام خمینی، ص 474.

9- همان.

10- برای مطالعه بیشتر در این باره، ر.ک: کتاب انتظار، علی صفائی.

11- صحیفه سجادیه، امام سجاد، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1376، ص 96.

12- یازده دستور آیت الله العظمی بهجت، دستور هشتم.

13- امام صادق(ع) : العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لاتزیده سرعة السیر إلا بعداً ( کافی، ج 1، ص 43)

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢۸
تگ ها: مقالات
    پيام هاي ديگران()   لینک