نشریه اخلاقی تربیتی خلق


+ سید جمال الدین اسدآبادی 1

سید جمال الدین اسدآبادی

سید جمال الدین حسینی اسدآبادی، شعبان 1254ق1 در اسد آباد شهر همدان، در محلة سیدان دیده به جهان گشود. اجداد او که از سادات و نوادگان امام سجاد7هستند در محلة سیدان اسدآباد ساکن بودند. بیشتر آن­ها اهل علم و فضل و تقوا و فرهنگ و ادب بوده و بین مردم، احترام خاصی داشتند. آنان، به کرامات و سجایای اخلاقی معروف بوده و به طایفه شیخ الاسلامی شناخته میشدند.

قله نشینان معرفت

پدر سید جمال، سید صفدر و مادر وی، سکینه بیگم بود که هر دو، بهرهمند از تربیت دینی و فرهنگ اسلامی و آشنای به قرآن و احکام دین بودند. سید جمال  در دامن تربیت یافتگان اسلام متولد شد و در همان کانون که از فروغ قرآن و اسلام نور میگرفت، رشد نمود.

اصالت خانوادگی و کمالاتی که سید از پدران خود ذاتاً به ارث گرفته و از طرفی تربیت و محیطی که در آن پرورش پیدا نموده بود در وجود سید اثرات شگرفی بر جای گذاشت تا آنجا که نبوغ و هوش و فراست او، تعجبآور بود و در رفتار و بازیهای کودکانة او آثار بزرگی و کمالخواهی دیده میشد.

حیرتافزاتر اینکه بازیهای بچه گانهاش اکثر تهیة سفر روم و مصر و هند و افغان و فرنگستان بوده، زاد و راحلة خود را بر اسبهای چوبی میبسته خود و یکی دو نفر از اطفال را منتخب میکرده با پدر و مادر و همشیرههای خود وداع میکرده که باید به هند و مصر و روم و افغان و... بروند.2

منبع : نشریه تربیتی اخلاقی خلق،‌ شماره 16.

 


تحصیلات

سید از پنج سالگی، در مکتب پدر بزرگوارش که اهل علم و عالم دوست بود، مشغول تحصیل و آموزش خواندن و نوشتن و ادبیات عرب و علوم قرآنی و تفسیر و تربیت اسلامی شد. سید، در سن ده سالگی برای پربار کردن تحصیلات و فرار از تنگ نظری بعضی، به قزوین سفر کرد و از اساتید آن دیار بهرهها برد. او با پشتکار و استعداد فوقالعاده در کسب علوم مختلف، از جمله ادبیات، منطق، فقه، اصول و... کوشید و بر دیگر شاگردان، برتری پیدا کرد.

پدر او (سید صفدر) گاهی که مجبور می ­شد برای دیدار دوستان و برای انجام کارهای خود از منزل خارج شود، در اتاق را می­بست و میرفت؛ ولی هنگام مراجعت مشاهده می­کرد سید جمال، اطراف خود را به بلندی قامت خود مانند دیوار، کتاب چیده و وسط آن­ها نشسته و مشغول مطالعه و تحقیق است.3

او سال 1266ق همراه پدر به تهران سفر کرد و در درس مرحوم سید صادق طباطبایی شرکت جست. مرحوم سید صادق، پس از یک حادثة علمی، به مراتب فضل و نبوغ و کمالات و معلومات سید جمال پی برد و ضمن احترام به او، وی را به لباس روحانیت مفتخر کرد؛ لذا سید، بسیار مورد احترام و استقبال مردم قرار میگیرد.

سید جمال الدین پس از مدت کوتاهی از تهران به بروجرد رفته و به محضر آیت الله حاج میرزا محمود طباطبایی پدر حضرت آیت الله العظمی بروجردی میرسد. وی نیز با مشاهدة هوش و استعداد و معلومات سید، با توجه به کمی سن او، به وی علاقهمند شده و حدود سه ماه از سید جمال و پدرش در منزل خویش پذیرایی میکند. سید پس از این توقف، همراه پدرش به عتبات مشرف می­شود.4

 

هجرت به نجف اشرف

سید جمال الدین در عتبات، به خدمت شیخ اعظم انصاری بزرگ استاد و نابغة زمان میرسد. شیخ نیز با مشاهدة استعداد و کمالات او و احاطة او بر علوم، آینده وی را روشن مییابد؛ لذا بسیار او را مورد محبت قرار داده و منزلی برایش تهیه میکند. سید، چهار سال در خدمت شیخ اعظم انصاری و دیگر اساتید بزرگ نجف مشغول تکمیل علوم و معارف میشود و در علوم مختلف از جمله فقه و اصول و تفسیر و کلام و فلسفه و منطق و هیأت و نجوم و طب و... به تعلیم و تحقیق مشغول میشود. او از محضر مرحوم شیخ اعظم انصاری بسیار استفاده میبَرد و شیخ نیز او را بسیار مورد احترام و توجه قرار میدهد و مخارج او را خود بر عهده میگیرد. آوازة نبوغ و درجات علمی سید جمال به شهرهای مختلف کربلا و نجف و سامرا میرسد و مورد احترام بعضی و کینه و حسد برخی دیگر واقع میشود؛ لذا به توصیة شیخ انصاری با پیری روشن ضمیر و جلیل القدر، عازم سفر هندوستان میشود.5

 

سید در محفل اخـلاق و عـرفان

سید جمال الدین در سالهای حضور در عتبات، از کسب فضایل اخلاقی و علوم الهی غافل نبود و از محضر عارف ربانی و بزرگ معلم اخلاق، مرحوم آیت الله ملاحسینقلی همدانی بهرهها برد. سید جمال با آن کمالات اخلاقی و استعداد خاص، بسیار مورد لطف آخوند همدانی نیز قرار گرفت. آن­گونه که شیخ محمد حسن قمی در نامهاش6 آورده است، او با شاگردان خوب و ممتاز آخوند در ارتباط بوده و رفاقت و زندگی صمیمانه­ای خصوصاً با فقیه و عارف شیدایی آیت الله سید احمد کربلایی و عارف مجاهد آیتالله سید محمد سعید حبوبی، در کشور عراق داشته است و هر سه، مورد نظر خاص و توجه تربیتی استاد خود، مرحوم ملا حسینقلی بودهاند.

سید جمال الدین، از وجود ارزندة مرحوم ملاحسینقلی همدانی مستقیماً کسب فیض نموده و از انفاس قدسی او بهرهمند شد؛ به گونه­ای که در رفتار و شخصیت و نوشتار و گفتار او اثرات حشر او با علمای اخلاقی مکتب نجف و هماهنگی خط فکری او با آن­ها به خوبی آشکار است. درس اخلاق آخوند ملاحسینقلی، از سید جمال الدین انسانی میسازد که در همه میدانها وارد عمل میشود و با حفظ فضایل اخلاقی و پرهیز از رذایل، شخصیتی برجسته و کم نظیر در جامعة زمان خود میشود. نامههای متعدد اخلاقی او نشان از آن تربیت دارد.

 

شهید مطهری در این باره می­فرماید:

این بنده، از وقتی که به این نکته در زندگی سید پی بردم (شاگردی در محضر آخوند ملا حسینقلی همدانی و همدرسی؛ سید احمد کربلایی و سید سعید)، شخصیت سید جمال الدین اسد آبادی، در نظرم بُعد دیگری و اهمیت دیگری پیدا کرده است.7

ظاهراً سید جمال، علوم عقلی را از این مرد بزرگ (مرحوم ملاحسینقلی همدانی) که خود از شاگردان برجستة مرحوم حاج ملا هادی سبزواری بوده، فراگرفته است. به علاوه در محضر این مرد بزرگ که همشهری سید نیز بوده، با مسائل معنوی و عوالم عرفانی آشنا شده است.

کسانی که شرح حال سید را نوشته­اند، به علت آن­که با مکتب اخلاقی و تربیتی و سلوکی و فلسفی مرحوم آخوند همدانی آشنایی نداشته­اند و همچنین شخصیت مرحوم آقا سید احمد کربلایی و مرحوم سید سعید حبوبی را نمی­شناخته­اند، به گزارش ساده­ای قناعت کرده و به سرعت، از آن گذشته­اند. آنان، توجه نداشته­ اند که شاگردی سید در محضر آخوند همدانی و معاشرتش با آن دو بزرگ دیگر، چه آثار عمیقی در روحیه سید تا آخر عمر داشته است.8

 

امتـیازات سید جمال

الف. آشنایی سید با فرهنگ اسلامی و تأثیر شدید و عمیق او از این فرهنگ، سبب شد پس از آشنایی با فرهنگ جدید اروپایی (که ظاهراً در هند این آشنایی پیدا شده است)، خود باخته نشود و مفتون آن فرهنگ نگردد.

ب. دومیــن امتیاز سید، آشنایی او با جهان و زمان خود بود. او زبان­های متعدد بیگانه از قبیل انگلیسی و فرانسه و حتی روسی را (طبق نقل آثار العجم) می­دانست. همچنین به آسیا و اروپا و قسمتی از آفریقا مسافرت کرده و با شخصیت­های مهم علمی و سیاسی جهان ملاقات و مذاکره کرده بود و این­ها به او دید وسیعی بخشیده بود.

ج. او جهان اسلام را که در راه نجات و رهایی آن می­کوشید، از نزدیک می­شناخت و به غالب آن کشورها مسافرت کرده و با مردم آن­ها نشست و برخاست می­کرد. او به ماهیت حرکت­ها و نهضت­ها و شخصیت­هایی که آن زمان، در کشورهای اسلامی وجود داشت، پی برده و از نوع اشتباهاتی که برخی مصلحان دیگر، دچار آن­ها شده­اند، مصون ماند.

د. چهارمین امتیاز سید جمال، اطلاعات وسیعش دربارة اوضاع سیاسی و اقتصادی و جغرافیایی کشورهای اسلامی بود. از نامه­ای که وی، به مرحوم زعیم و مرجع بزرگ، آیت الله حاج میرزا حسن شیرازی نوشته است، روشن می­شود تا چه حد از اوضاع عمومی ایران و از جریان­های پشت پردة سیاست و از نیرنگ­های استعمار، آگاه بوده است.9

 

 سید، در ابتکاری نو و مهم، نوشتن مقالات اخلاقی در نشریه‌‌­ای به نام «عروةالوثقی» و انتشار آن در اروپا را آغاز کرد؛ تا پشتوانه حکومت اسلامی را از پایه اصلاح کند و در ضمن، ابعاد مختلف اسلام را معرفی کند.

 

اخلاق عملی

حضور سید در مکتب اخلاقی نجف، او را در کسب فضایل و کمالات، بسیار یاری کرد. او با استعداد خاص خود، میان دیگر شاگردان، درخشید و به نمونهای برجسته و عالی تبدیل شد.

سید محسن امین مؤلف اعیان الشیعه، از شاگرد سید جمال، محمد عبده دربارة ویژگیها و سجایای اخلاقی و شخصیتی سید جمال چنین نقل میکند: اما اخلاق ایشان؛ سلامت قلب، تجلی در صفات او کرده بود و والاترین صفات او بود. حلمی عظیم و فراگیر داشت که هر که به او نزدیک میشد، شرف و دین او را احساس میکرد؛ در عین اینکه حلیم بود، در جای خودش غضب هم داشت. شیری شجاع و کریم و بخشنده بود که هر چه در دست داشت، به خاطر قوت و اعتماد به خدا بذل میکرد. کمترین حرص را بر دنیا داشت و زخارف دنیا او را نمیفریفت. از مرگ نمیترسید. شناخته نمیشد، مگر با وجودی با صلابت و آهنین... اما شکل و شمایل او مانند عربی بود که گویا از عربهای مکه است و گویا اصالت پدران خود را که ساکن مکه بودند، حفـظ کرده بود. چشمهایی درشت داشت و سینه­ای فراخ. در نگاه، جلیلالقدر و خوش برخورد بود. غم­زدگان را شاد میکرد. مجلس او، از علم بیبهره نبود و از لغو و لهو دور بود. گاهی که بزرگان و صاحبان علم، از او بهره میبردند، باعث میشد افرادی به او حسد بورزند.

 

زندگی سید، بسیار زاهدانه و دور از دنیاپرستی بود. در اسلامبول با آ‌‌‌نکه سفره طعامش بر میزی بلند و به گونه فرنگی چیده میشد و مهمانان او، همه با کارد و چنگال غذا میخوردند، او تنها با پنج انگشت صرف غذا میکرد و وقعی به آداب و عادات زمان نمینهاد.

شیخ محمد عبده، مفتی دیار مصر که سرآمد مجتهدان و نویسندگان عرب شمرده میشد، چنان مفتون سید جمال الدین بود که میگفت:

انا أحد من تلامذته، فإنی ان قلتُ ما آتاه الله من قوة الذهن وسعة العقل و نفوذ البصیره هو اقصی ما قدر لغیر الانبیاء لکنت غیر مبالغ؛10

من یکی از شاگردان سید جمال الدین هستم. اگر من بگویم آنچه خدا به او عنایت نموده از قوت درک، زیادی فهم و تیز فکری بالاترین مقداری است که برای غیر انبیا مقرر کرده، مبالغه نکردهام.

جای دیگر می­نویسد:

... بارها از او شنیدم که میگفت: دو نوع فلسفه در دنیا هست؛ یکی آن­که هیچ چیز در دنیا مال ما نیست و قناعت به یک خرقه و یک لقمه باید کرد؛ و دیگر آن­که همه چیزهای خوب و مرغوب دنیا مال ما است و باید مال ما باشد. این دومی خوب است این دومی را باید شعار خود ساخت.11

این کلام سید جمال اشاره به این دارد که انسان باید برای دنیا تلاش کند؛ تا سربار جامعه نباشد و مسلمانان از نظر مادی و امکانات دنیایی، نیازمند بیگانگان نباشند، ولی در استفاده و دلبستگی باید به کمترینها قناعت شود. سید جمال به آجودان سلطان عثمانی میگوید:

... در اوایل دوران مسافرت، دو دست لباس همراه داشتم؛ اما چون دچار تبعیدهای متوالی شدم،  احساس کردم لباس اضافی مزاحم است؛ به همین سبب، با یک دست لباس که پوشیدهام، میسازم تا کهنه شود. آن وقت آن را عوض میکنم.12

سید به ایرانی­ها خیلی امیدوار بوده و می­گفته است:

دیر بیدار می­شوند، ولی همین که بیدار شدند، تند می­روند و از همه جلو می­افتند.

می­فرمود و بر این باور بود که:

ایران مرکز اسلام است و جنساً شایستگی سیادت دارد.١٣

ادامه دارد...

پی نوشت

 

1- اعیان الشیعه، سید محسن الامین، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، پنجم، 1420 هـ ق -2000 م، ج6، ص283.

2- شرح حال و آثار سید جمال الدین اسد آبادی، لطف الله جمالی، قم ، دارالفکر، 1349، ص 23.

3- شرح حال و آثار سید جمال الدین اسدآبادی، لطف الله جمالی، ص 26.

4- همان.

5- اعیان الشیعه، ج 6، ص 287.

6- اسناد منتشر نشده سید جمال الدین اسد آبادی، ص100، مجله تاریخ و فرهنگ معاصر28، 1370، مرکز بررسی اسناد ملی.

7- شناخت انقلاب اسلامی ص 70. مجموعه آثار، شهید مرتضی مطهری،  انتشارات صدرا، چاپ دوم، 1383،ج 24، ص 45.

8- مجموعه آثار، ج 24، ص 44. مجله تاریخ و فرهنگ معاصر سال اول، مهر 1370، سید هادی خسروشاهی،مرکز بررسی اسناد ملی.

9- ویژه نامه کنگره بین المللی سید جمال الدین اسد آبادی، عروة الوثقی، 1375، ص 51.

10- اعیان الشیعه، ج 6، ص 289.

11- همان، زندگی و مبارزات سید جمال الدین اسدآبادی، لطف الله جمالی، کوشش سید هادی خسرو شاهی، انتشارات شروق، ص 130.

12- شرخ حال و آثار سید جمال الدین اسدآبادی، لطف الله جمالی(خواهر زاده سید)، قم دارالفکر، 1349.

13- زندگی و مبارزات سید جمال الدین اسدآبادی، ص 135.

 

منبع : نشریه تربیتی اخلاقی خلق،‌ شماره 16.

 

نویسنده : همای رحمت ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳٠
    پيام هاي ديگران()   لینک